تضاد های درونی
هر نوع عارضه عصبی یا بروز بیماری روحی
حاکی از وجود نوعی تضاد درونی وپنهان است و ریشه در آن تضاد دارد
مهمترین علامت تضادهای درونی"تناقض" و " عدم هماهنگی" در رفتارها ، حالتها ، و تمایلات شخص است.
مثال:
شخصی نسبت به اشتباهات دیگران بسیار خطا پوش است ولی کو چکترین اشتباه خود را نمیبخشد.
آنچه شخص بعنوان تضاد و کشمکش درونی احساس میکند نتیجه تصادم و اصطکاک نیروهای متضاد و عمیق تری است که شخص از وجود آنها "بی خبر " است
در بعضی موارد تضادهای درونی ممکنست " تعکیس" گردند.
در واقع به شخص یا عوامل خارجی ارتباط داده شود.
♦️ تضاد اساسی یا مرکزی یا هسته ای:
اعتقاد بوجود این تضاد از قدیم الایام وجود داشته. مثل خیر وشر ، خدا و شیطان و....
تعریف تضاد اساسی در روانشناسی علمی فروید:
"تضاد اساسی" از برخورد تمایلات غریزی انسان که احتیاج شدید به ارضاء شدن دارند با محدودیت ها و منهیات عوامل محیط و خانواده
وجامعه بوجود می آید.
که بتدریج شخص این عامل آمر ونهی کننده راکه نخست در خارج او بوده به مرور بداخل روح خود منتقل میکند.
که فروید آن را "سوپراگو"یا " خود برتر " مینامد.
فروید معتقد است تضاد اساسی را نمیتوان از بین برد یا ریشه کن ساخت ، فقط میتوان آنرا تعدیل نمود وبهتر کنترل کرد.
نظریه یونگ:
عناصر مخالف و متضاد همیشه در افراد وجود دارد.آنها ضد یکدیگر نیستند بلکه "مکمل" یکدیگرند.
و هدفشان ایجاد توازن و یکپارچگی در روح انسات است.
و این را "قانون مکمل ها " مینامد.
پایه و ریشه ساختار عصبیت" خشم " و " اضطراب عمیق" ناشی از مجموع محدودیت های بی مورد ، فشار ، نا روایی و اجحاف ، تحقیر و بی اعتنایی در دوران کودکیست که علت واقعی تشکیل " تضاد اساسی"بوده که حاصل احساس نا امنی، تزلزل و و دلهره و تشویش است.
کودک برای فائق آمدن بر تعارض و کشمکشهای درونی ناشی از تضاد اساسی ،
تاکتیک های متفاوتی اتخاذ میکند. ورفتارهایی برمیگزیند که به مرور جزیی از شخصیت او می گردند.
این حالات و تمایلات را 《حالات و تمایلات عصبی》مینامیم.
روشها و تاکتیک های سه گانه ای که کودک برای مقابله و مواجهه با این مشکل برمیگزیند عبارتند از:
روش اول:
تبعیت و مطیع بودن به جهت در امان بودن از آزار دیگران شخصیت مهر طلب
روش دوم:
مبارزه وستیره جویی، تا بدینوسیله دیگران جرات اذیت و آزار او را پیدا نکنند
شخصیت برتری طلب
روش سوم :
دوری گزینی ، تا جایی که میتواند خود را از دیگران دور ومجزا میکند تا بدین وسیله دفع شر کرده باشد 👈 شخصیت عزلت طلب
💫مهر طلب👈تاکتیک حس درماندگی وزبونی
💫برتری طلب👈تاکتیک عناد و خصومت
💫عزلت طلب👈تاکتیک حس درماندگی وبی کسی
این هر سه تاکتیک در کودک همزمان وجود دارد.
وبسته به شرایط مقتضی از هر یک از اینها استفاده میکند.
در واقع تضاد اساسی از هنگامی شروع میشود که کودک یکی از این سه تاکتیک را بکار گرفته و مورد هجوم دو دیگر قرارمیگیرد.
نکته:
بر جسته تر بودن یکی از سه تاکتیک دفاعی فوق بدان معنا نیست که دو تاکتیک دیگر ضعیف تر اند.
⚡️⚡️⚡️نتیجه گیری :
تضادی که از سه حالت "مهر طلبی" ، "برتری طلبی" و عزلت طلبی " ایجاد میگردد، هسته و ریشه "ساختار عصبیت "را تشکیل میدهد.
بدین جهت آنرا "اساسی" ،"هسته ای " یا "بنیادی" مینامیم.
" هسته ای "بدین جهت که مرکز و محرک کلیه
عوارض و مسائل و ناراحتی های روحی همین "هسته "است.
وتمام امراض و عوارض عصبی حاصل " زاد و ولد " آنست .
طوریکه یک بیماری یا ناراحتی روحی ، دیگری را بوجود میآورد و خود آن باز ناراحتی های تازه ای را ببار میاورد وبعد هر دو اینها اولی را تقویت کرده و همینطور این سیکل معیوب تکرارمیگردد ، از این جهت میگوییم "فساد دورانی " در روح شخص به حرکت در آمده و تعادل روحی او را بکلی در هم ریخته و آن را فلج میکند.
برگرفته از کتاب : تضادهای درونی ما
نویسنده : کارن هورنای
+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود اسماعیلی
|