«از تولدِ عشق اولیه تا کنون»
پروفسور هلن فیشر مردم شناس و محقق در رفتارشناسی، از آغاز ماجرای با هم بودن انسانها می گوید تا بر اساس آگاهی انسان به جزئیات احساسی اش از طریق کارکردِ هورمونها برای تطبیق بشر با شرائط متغیر، قادر باشیم عاشقانه تر از نسل های گذشته زندگی کنیم.
او معتقد است ماجرای عشق از زمانی اتفاق افتاد که روی دوپا راه رفتن اجداد بشر شروع شد. از وقتی که موجود ماده نتوانست نوزادش را بر روی پشتش حمل کند و مجبور شد نوزاد را در آغوش بگیرد.
قضیه ایی که ماده و نوزادش را آسیب پذیرتر کرده بود و فقط مادر و فرزندانی که حمایت زوج نر را داشتند شانس بیشتری برای زنده ماندن پیدا می کردند. از آن پس برای حفظ بقا در شرائط جدید؛ سیستم های عصبی این شاخه از پستانداران به گونه ای شکل گرفت که احساس ماندن با جفت در مغزشان ماندگار شود و عشق متولد شد.
مطالعات نشان داده مدت زمان این حس عاشقی معمولا بین هجده ماه تا سه سال بوده است یعنی زمانی که بین تولد تا راه رفتن نوزاد لازم است.
آمارهای جامعه مدرن نشان می دهد که نیمی از جدایی های زوج ها در چهار سال اول زندگی مشترک اتفاق می افتد. یعنی به طور غریزی شورِ عشق مجنون وار دو سه سالی بیشتر نمی ماند.
اگر بخواهیم یک رابطه را به طور کامل تجزیه تحلیل کنیم می توان گفت در یک رابطه سه عنصر اصلی وجود دارد: شهوت ،عشق و وابستگی عاطفی که هرچند لزومی ندارد این سه حتما با هم در یک رابطه وجود داشته باشند اما اغلب این اتفاق می افتد. شهوت به ایجاد رابطه جنسی و ارگاسم می انجامد، ارگاسم موجب افزایش هورمون های می شود که با خود افزایش عاطفه، وابستگی و احساس عشق را به همراه خواهد داشت.
دانشمندان با مطالعه بر روی روابط جنسی گذرا و «یک شبه» دریافتند که حتی رابطه جنسی تفننی (بدون تعهد) نیز سیستم های مغزی را برای داشتن رابطه عاطفی ، احساس وابستگی و عشق تحریک می کند. در یک پژوهش انجام شده توسط جاستین گارسیا (مردم شناس)، نیمی از کسانی که رابطه یک شبه داشته اند امیدوار بوده اند این رابطه ادامه پیدا کند و در یک سوم شان هم تبدیل به رابطه بلند مدت شده است.
پژوهش های خانم هلن فیشر و تکیه اش بر ساخت و کار هورمون های افزاینده عاطفه (دوپامین، اکسی توسین و وازوپرسین) و بها دادن به قدرت تطبیق رفتارهای انسانی با زندگی همیشه متغیر، به ما این قابلیت را می دهد تا آگاهانه تر ناظر فرایند طبیعی عشق باشیم.
شرایط اجتماعی امروزی باعث شده که انسان ها تمایل داشته باشند دیرتر ازدواج کنند، یا طلاق بگیرند و دوباره ازدواج کنند. سایت های اینترنتی برای قرار ملاقات، بنگاه های همسریابی، گروه های مشاوره و حمایتی بعد از طلاق، مشاوره و راه های موفقیت در ازدواج و کتاب های خودشناسی همگی به این قضایا دامن می زنند.
خوب است بدانیم که دوپامین عامل عشق است و بنابراین مراقب این هورمون در بدن مان باشیم. یا متوجه باشیم داروهای ضدافسردگی که حاوی سروتونین هستند، موجب کاهش دوپامین می شوند.
نسبت به بوسیدن ها سخاوتمندتر باشیم وقتی که بدانیم از نظر علمی، بوسیدن شریک زندگی، موجب کاهش کورتیزول (هورمون استرس) می شود.
شاید بتوان گفت با توجه به آگاهی انسان به جزئیات احساسی ناشی از کارکرد هورمون ها، امکانات و داروهای جدید، افزایش طول عمر و ... انسان امروز در مقایسه با تمامی دوره های قبلی، بهترین شرایط لازم را برای رضایت از زندگی مشترکش دارد.
+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود اسماعیلی
|