با مطالعه مبحث انیما و انیموس خود را بهتر شناخته و به واقعیت خود نزدیک شوید..
تا بتوانید یک مرد_زن واقعی باشید و تعادلی بین خود و جنسیت مستتر تان برقرار کنید.

به منظور حجیم نشدن مطالب کانال و سهولت در مطالعه و با در نظر گرفتن حوصله کاربرین مطالب را تقسیم بندی کرده و مرتب در اختیارتان قرار میدهیم.



کارل گوستاو یونگ در روانشناسی به دو جنسی بودن انسان ازلی اشاره‌ای آشکار دارد و می‌گوید حتا در ایام قبل از تاریخ هم  این عقیده وجود داشته که انسان ازلی هم نر است و هم ماده.

در فرهنگ نماد‌ها روان زنانه را آنیما (Anima ) و روان مردانه را آنیموس (Animus ) خوانده اند.
یونگ آنیما و آنیموس را از مهم‌ترین آرکِ تایپ‌ها(الگوی باستانی درونی) در تکامل شخصیت می‌داند و می‌گوید:
در نهایت، انسانی به کمال انسانیت خود می‌رسد که آنیما وآنیموس در او به وحدت و یگانگی کامل برسند.
یونگ، یکی شدن آنیما و آنیموس را ازدواج جادویی خوانده است و در واقع اصلی‌ترین بنیان روان آدمی، آنیما و آنیموس است.


آنیموس

آنیموس که در فارسی به « عنصر مردانه » و « عنصر نرینه » ترجمه شده است ، از مهمترین آرکِ تایپ هاست. آنیموس یا روان مردانه زن ، تصویر یک مرد خاص و مشخص نیست. بلکه روح مردانه ی زن است که معمولا تحت تاثیر شخصیت پدر شکل می گیرد. چنانچه زن نتواند با پدر به هر دلیلی ارتباط عاطفی متعادلی برقرار کند ، آنیموس جنبه منفی خود را به نمایش می گذارد.

آنیموس بر خلاف آنیما کمتر به صورت تخیلات شهوانی بروز می کند. زنی که اسیر جنبه های منفی آنیموس است معمولا احساس می کند:

« تنها چیزی که در دنیا می خواهم این است که دوستم بدارد و او مرا دوست ندارد.»


« افکار ناخوداگاه آنیموس گاهی چنان حالت انفعالی بوجود می آورد که ممکن است به فلج شدن احساسات یا احساس نا امنی شدید و احساس پوچی منجر گردد.
آنیموس هم مانند آنیما چنانچه کارکرد منفی خود را بروز دهد می تواند ازدواج زن را مختل سازد.


من پسری ۱۹ ساله هستم دانشجو برق به یه دختری پیشنهاد ازدواج و دوستی دادم اونم قبول نکرد ولی از ته دل نگفت چون شرایط گفتن من بدجور بود الانم سعی میکنم با پست گذاشتن تو اینستا و گروه تلگرام دلشو بدست بیارم اما همش اعصابم خورده و کم حرف میزنم اخه من ادم پر حرفیم الان نمیدونم چیکار کنم خواهشا کمکم کنید

جواب:

این گونه را
 زن گرفتن
نمیگویند
بدنبال زن رفتن میگویند
و
مردی را که از پی زن رود
دیگر بر زن
مردیت ندارد
و آنچه که من راهنمایی کنم جز این نیست
که تو را در پی زنی فرستم و این یعنی تا آخر زن بر شما مستولی شود


 

انیما منفی



جالب است بدانیم  زن و مرد فقط در ۳درصد از DNA با هم تفاوت دارند اما چون این اختلاف ۳درصدی در همه سلولها اتفاق  می‌افتد، تفاوت زیاد می‌شود به همین دلیل است که زن و مرد نمی‌توانند همدیگر را خوب درک کنند.

حال به اعتقاد یونگ در درون هر انسانی بین آنیما یا آنیموس و ایگوی شخص که جنسیتش را نیز مشخص می‌کند همینقدر اختلاف و تضاد هست که  این پتانسیلها باعث تولید انرژی می‌شود
 و اگر کنترل نگردد و ناآگاهانه صورت گیرد، تولید انرژی منفی  و باعث بروز روان نژندی و افسردگی
و اگر آگاهانه باشد و کنترل گردد، از این انرژی سنتزی مناسب انجام می‌شود.

در این مورد فروید معتقد بود انسان مجبور است بین این تضادها بماند و رنج بکشد.
 ولی یونگ اعتقاد داشت: انسان می‌تواند در مراحل بالای آگاهی این تضادها را آشتی بدهد(دیالکتیکی)



عنصر مردانه به‌ندرت به شکل تخیلات جنسی نمود پیدا می‌کند و اغلب بصورت اعتقاد نهفته «مقدس» پدیدار می‌شود.



عنصر نرینه در وجود زن، همچون عنصر زنانه چهار مرحله انکشاف و پیشرفت دارد:

قدرت فیزیکی: عنصر مردانه در وجود زن، نخست بصورت نیروی جسمانی ظاهر می‌شود. مثلا در قالب یک ورزشکار.

روابط عاشقانه یا عمل: در مرحله دوم دارای روحی مبتکر و با قابلیت برنامه‌ریزی می‌شود. و یا مرد رمانتیک.

استاد یا کشیش: در این مرحله در قالب «گفتار» پدیدار می‌شود؛ همچون استاد یا کشیش.

اندیشه: در والاترین مرحله با تجسم اندیشه نمودار می‌شود و نقش میانجی تجربه مذهبی را ایفا کرده و به زندگی مفهومی تازه می‌بخشد.

عنصر مردانه به زن صلابت روحی می‌دهد، نوعی دلگرمی نادیدنی درونی برای جبران ظرافت ظاهرش.
عنصر مردانه در پیشرفته‌ترین شکل خود زن را به تحولات روحی دوران خود پیوند داده حتی سبب می‌شود که بیشتر از مردان، انگاره‌های خلاق را پذیرا باشد و همین یکی از دلایلی بوده که در دوران‌های پیشی در بسیاری از کشورها وظیفه پیشگویی آینده و اراده خداوند به عهده زنان بوده‌است.