ذهن حجاب حقیقت ،،، (1)

آیا تا به حال این فرصت برایتان فراهم شده که آنچه در درون و اطرافتان در حال جریان است را عمیقاً مشاهده و درک کنید؟
با وجود ذهن پرآشوب ، چنین فرصتی بعید به نظر می رسد، به همین دلیل مردم در چرخه ای از اضطراب و نگرانی دائمی که ناشی از عدم درک صحیح نسبت به خود و مسائل پیرامون شان است سردرگریبان خود مانده اند.


ذهن حجاب حقیقت ،،، (2)

وقتی صحبت از درک می کنیم اشاره به ذهنی داریم که خالی از تضاد و درگیری است، ذهنی که فاقد عاملی واسطه به عنوان اندیشه، بین خود و پدیده ها بوده و قادر به درک زندگی و خود باشد. حالتی ازتحیر و مات شدن ذهن که تصور (من) و منافع اش فراموش و ازاهمیت می افتد. آیا با چنین کیفیت ذهنی ای آشنائید؟


ذهن حجاب حقیقت ،،، (3)

در حال حاضر بین ذهن و پدیده ها، حائل و مفسری مداخله جو به عنوان مشاهده گر یا( من) وجود دارد، به همین دلیل حقیقت نو به نو، درلابلای تفاسیر این مشاهده گر یا همان فکر متوقف و تبدیل به چیزی مرده می شود و پس مانده ای به عنوان برداشت و تصویر از پدیده نصیب ذهن می گردد، تصویری که نمی توان حقیقت نامید. دراین حالت انسان درگیر مانده با اندیشه از درک آنچه درحال وقوع است (حقیقت) عاجز می ماند.


ذهن حجاب حقیقت ،،، (4)

او در توهم خویش سرگرم و مشغول به افکار و برداشت های کهنه ای است که به صورت خاطره، مقایسه و یا دانستگی های قبلی در حافظه انبار کرده است.
در کیفیت توجه و مشاهده هاله های مزاحم فکری شامل تعابیر، تصاویر متضاد، مقایسه و یا خاطرۀ آزارها ازذهن زدوده شده و ذهن در اثر توجه کامل در پیوند با اصل پدیده قرار می گیرد، اما به محض هجوم افکار ارتباط گسسته و فکر جای (آنچه هست) را می گیرد و پدیده را آنگونه که مایل است در ذهن به تصویر می کشد.


ذهن حجاب حقیقت ،،، (5)

به عبارتی فکر جای (آنچه هست) را اشغال و سایه کهنگی را بر آنچه نو به نو در حال خلق شدن است می گستراند، در این حالت انسان می ماند و تحمل رنج قی کردن بلا انقطاع دانسته ها و تصاویر تلمبار شدۀ در کهنه انبارحافظه.
ما عادت کرده ایم پدیده ها را با اندیشیدن بشناسیم. اما این عمل ما را از مشاهدۀ آنچه نو به نو در حال جریان است باز می دارد. این به معنی جا ماندن ذهن از آن چیزی است که در حال جریان است. هنگامی که می اندیشیم در حال بسر بردن با افکار خودیم نه ارتباط با پدیده یا خود. هیچ چیز نمی تواند جایگزین ارتباط شود، واژه ها، تصورات، برداشت ها یا عکس همه و همه مخل شکل گیری ارتباط شده و کهنگی را در ذهن به جریان می اندازند.

 

ذهن حجاب حقیقت ،،، (6)

در فراگیری دانش و مهارت ها استفاده از تجربیات و یا گذشت زمان امری است اجتناب ناپذیر. اما در درک حقیقت و (آنچه هست) چه در ذهن خود و چه در بیرون ازآن ، نیاز به توجه کامل بدون حضور فکر داریم.


ذهن حجاب حقیقت ،،، (7)

حقیقت پدیده ای ایستا، کهنه و محدود نیست. محدودیت هرگز قادر به درک نامحدود نمی باشد. فکر به عنوان مجموعه ای از داده های کهنۀ ذهنی و وابسته به زمان، قادر به شناخت نامحدود (حقیقت) نیست. شرط لازم برای همراهی با حقیقت در حال جریان ذهنی آرام و هشیار است که خالی از اندیشه (من) و توقعات اش باشد. ذهنی که آزاد ازدغدغه های (من) باشد.


ذهن حجاب حقیقت ،،، (8)

حقیقت پیوسته آمادۀ پا گذاردن در وجود انسان ها است اما کمترذهنی را آمادۀ چنین میزبانی می یابد. یک ذهن آرام و فاقد نگرانی های شخصیتی برای درک نیازی به تفاسیر فکری از موضوع ندارد، او آنچه هست را مستقیماً و بدون دخالت فکر مشاهده و درک می کند.
هنگامی که ذهن در احاطۀ توهم (من ) باشد، انسان از هستی جدا و به حال خود رها می گردد. چنین انسانی گم شده ای است در خویش که برای یافتن (خود) نه از نزدیک ترین راه بلکه به دور دست ها و کهکشان ها نظردارد.

ذهن حجاب حقیقت ،،، (9)

افکار متضاد و اضطراب چنین فرصتی را به او نمی دهند تا آنچه هست را صحیح درک کند. در اینجا لازم به یاد آوری است که منظور از فکر، تصوری است مزاحم که ( من) و اهمیت دادن به توهم شخصیت را دائماً به ما گوش زد کرده و برای بقاء این توهم، (آنچه هست) را از دید ما مخفی نگاه می دارد.


ذهن حجاب حقیقت ،،، (10)

آیا تا بحال سعی کرده اید در مواجهه با یک اسم، نماد و یا یک صحنۀ طبیعی بدون دخالت فکر و با استفاده از ذهن تان مشغول به مشاهده آن شوید؟ در این حالت شما موضوع را به گونه ای متفاوت با آنچه تا بحال می دیدید درک می کنید. گوئی اولین بار است که با آن برخورد می کنید. در این تجربۀ نو هاله های فکری در ذهن محو شده و شما قادر به مشاهدۀ حقیقت موضوع می گردید. این مشاهده و مکاشفه ای واقعی است که فکر در آن دخالت ندارد.