خودمهارگري/Self Control/خصيصه ای است که بیماران پس از درمان ISTDP آن را کسب میکنند.ولی  شواهدي وجود دارد كه نشان مي دهد اين خصيصه لزوما با سلامتي همراه نيست، در اين متن به جنبه هایی از خودمهارگری  پرداخته مي شود که ابعاد منفی آن را نمایان میسازد.افراد زيادي وجود دارند كه نيازي به درمان و خودشناسي حس نميكنند، در اين افراد مهار بيش از اندازه تكانه ها وجود دارد، شدت اين مهار رابطه مستقيمي با اختلالات شخصيتي و نوروتيكي در آنها دارد:

خودمهارگری واختلالات شخصیت:

اختلالات شخصیتی به معنای خشکی و جمود در روابط است که بصورت خود همخوان یا syntonic وجود دارد. آدمها هنگام خشکی و جمود، بصورت انعطاف ناپذیر در روابط عمل ميكنند به سختي  قادر به سازگاري با محیط و ديگران مي شوند،برای مثال روانشناسی  که رگه های اختلال شخصیت خودشیفته دارد بدون احساس گناهی(مهار احساس گناه) جای همدلی با بیمار، سالها جای پدر و مادر وی را میگیرد و از بیمار سواستفاده میکند.
و یا کسی که رگه های بیشتری از خودشیفتگی دارد زمانی که عزیزی را ازدست میدهد هیچ احساسی از خود نشان نمیدهد.فردي با اختلال شخصیت نمایشی،برای جلب توجه حاضر است حق بسیاری از آدم ها را پایمال کند و کسی که اختلال شخصیت مرزی دارد در فاز عشق، خشم و در فاز خشم، عشق را شدیدا مهار ميكند، در كل افراد دچار اختلال شخصیتی توانایی بالایی در مهار احساسات منفی خود دارند.
بنابراین اگر خودمهارگری را طیفی در نظر بگیریم که یک سمت آن آشوب و تشویش و سمت دیگر آن انعطاف ناپذیری و مهارکورکورانه است ، اختلالات شخصیت در بر گیرنده این انعطاف ناپذیری و مهار شديد است.

وسواس و خودمهارگری:

وسواس به معنی اشتغال ذهنی با فكر یا عملی تکراری است که در سطح  خود ناهمخوان یا dystonic عمل ميكند.در واقع یک فرد وسواسی دائما در حال مهار شديد تکانه ها و اشتغال ذهنی با آنهاست،به عنوان مثال کسی که وسواس شستشو دارد، دائما در حال مهار کردن احساسات منفی و افكار كثيف است و این مهار شديد افكار و احساساتش باعث مي شود دائما درگير كثيفي ، افكار و احساسات منفي باشد
چرا كه ذهن همواره درگير چيزي مي شود كه دائما آنرا كنترل مي كند

پس خودمهارگری همانطور که   خصيصه ای است که موجب سلامت روان میشود در برخی مواقع، پاتولوژیک است و منجر به اختلالات وخیم شخصیتی و یا نوروتيك مانند وسواس مي شود.ازين رو ISTDP درماني است كه ممكن است در مواقعي كه  بيمار، مهارگر هاي افراطي ناشي از مشكلات شخصيتي را داراست برايش  بي فايده يا كم فايده شود و تمايلش براي درمان با اين روش  دفاعي باشد.تمايلي كه در دانشجويان روان شناسي زياد ديده مي شود.


منابع:
- Duckworth, A. L., & Seligman, M. E. (2005). Self-discipline outdoes IQ in predicting academic performance of adolescents. Psychological science, 16(12), 939-944.
- Siegel, D. J. (2015). The developing mind: How relationships and the brain interact to shape who we are. Guilford Publications.
- Caligor, E., Kernberg, O. F., & Clarkin, J. F. (2007). Handbook of dynamic psychotherapy for higher level personality pathology. American Psychiatric Pub.